حدیث مبلِّغ

توکل بر خدا رمز پیروزی
امام محمد باقر (علیه‌السلام)

 قال علیه السلام لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ»

 ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟ یا اینکه چه کسی است که به خداوند اعتماد و اطمینان کرده و خداوند را نجات و رهایی نداده باشد؟

بحارالانوار

آخرین نظرات

  • با سلام خدمت تمامی زحمت کشان و اساتید مدرسه علمیه از سایت و مطالب ان بسیار استفاده می کنیم.

سایتهای مرتبط

حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای دامت برکاته
هنرمندی در نحوه بیان

بیانات  مهم مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) راجع به تبلیغ و منبر:
اين‌طورى نمى‌شود كه منبرِ بى‌مطالعه برويم. منبرِ بى‌مطالعه، يعنى اين‌كه همّ و غمّ آنچه كه مى‌خواهيم بيان كنيم و به مردم بگوييم، در دل ما نباشد؛ بگوييم حالا بالاخره مى‌رويم ببينيم چه به يادمان مى‌افتد و چه به زبانمان مى‌آيد! اين‌كه نمى‌شود؛ بايد برنامه‌ريزى كرد. حداقلِ قضيه اين است كه از بهترين گفته‌هايى كه گويندگان بزرگ و متفكرانى مثل شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، شهيد باهنر و اينهايى كه در گذشته چيزهايى گفتند و نوشتند، مطالبى در ذهن من و شما ثبت باشد؛ يعنى هر جا رفتيم، بتوانيم مفاهيمى را كه آقاى مطهرى در طول اين چندساله بيان كرده، مطرح كنيم. منبر دو گونه است؛ هنرى و غيرهنرى. اين منبريهاى خوبى كه شما ديده‌ايد منبرهاشان مى‌گيرد، همه‌اش به لبّ مطالب نيست؛ به هنرمندى در بيان است. در گذشته، افرادِ وارد مى‌گفتند كه بعضى از منبريهاى معروف زمان ما يك هنرمند واقعيند. بايد هنر سخن گفتن، هنر بيان كردن و تبليغ كردن را فرا گرفت(اسفند۷۰ بیانات در دیدار مسئولین سازمان تبلیغات اسلامی)
در تبليغ يك مطلب اين است - در آيه‌ى سوره‌ى مباركه احزاب است، كه تلاوت كردند - «الّذين يبلّغون رسالات‌اللَّه و يخشونه و لايخشون احدا الّااللَّه و كفى باللَّه حسيبا».(۶) تبليغِ رسالات‌اللَّه، با اين دو تا شرط عملى است: «يخشونه»، اين يك. «و لا يخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشيت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعليم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعليم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».(۷) فهميدن حق با خشيت الهى حاصل ميشود. بعد، در مرحله‌ى بيان حق: «و لايخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقيقت، دشمن دارد؛ بيان حقيقت آسان نيست. دشمنان حقيقت دنيادارانند، قدرتمندانند، طواغيت عالمند؛ در طول تاريخ اين جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى كه دولت حقه‌ى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بكند، همين جور خواهد بود. اين قدرتمندان بيكار كه نميمانند؛ ايجاد اشكال ميكنند، ضربه ميزنند، از همه‌ى ابزارهايشان استفاده ميكنند. پس بايد «و لايخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غير خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم يك جور نيست - راه ديگر منسد خواهد شد. يك وقت اين است كه انسان ترس از جانش دارد، يك وقت ترس بر مال دارد، يك وقت ترس بر آبرو دارد، يك وقت ترس از حرف و گفتِ اين و آن دارد؛ اينها همه ترس است. اين ترسها را بايد گذاشت كنار؛ «و لايخشون احدا الّا اللَّه».(آذر۸۸دیدار طلاب و روحانیون)
تبليغ يعنى چه؟ تبليغ يعنى رساندن؛ بايد برسانيد. به كجا؟ به گوش؟ نه؛ به دل. بعضى از تبليغ‌هاى ما حتى به گوش هم درست نمى‌رسد! گوش هم حتى آن را تحمل و منتقل نمى‌كند! گوش كه گرفت، مى‌دهد به مغز؛ قضيه اين‌جا نبايد تمام بشود، بلكه بايد بيايد در دل نفوذ و رسوخ كند و به هويت ما هويت مستمع - تبديل شود. تبليغ براى اين است. ما تبليغ نمى‌كنيم فقط براى اين‌كه چيزى گفته باشيم؛ ما تبليغ مى‌كنيم براى اين‌كه آنچه را كه موضوع تبليغ است، در دل مخاطب وارد شود و نفوذ كند. آن چيست؟ آن، همه‌ى آن چيزهايى است كه در اسلام به عنوان ارزش، مورد حمايت جان و حرم و ناموس حضرت ابى‌عبداللَّه (عليه‌السّلام) قرار گرفت، كه همه‌ى پيغمبران و اولياى الهى ديگر و وجود مقدس رسول‌اللَّه هم همين‌طور عمل كردند، كه البته مظهرش حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) است. ما مى‌خواهيم منطق دين، ارزش‌هاى دينى، اخلاق دينى و همه‌ى چيزهايى را كه در بناى يك شخصيت انسانى بر مبناى دين تأثير دارد، تبليغ كنيم؛ براى اين‌كه مخاطب ما به همين شخصيت دينى تبديل شود.
آنهايى كه گفته‌اند يكى از مؤثرترين حمله‌ها، دفاع‌هاى ناقص و بد است، حرف كاملاً درستى زده‌اند. وقتى دفاع از دين، ضعيف و سُست و بد باشد، تأثيرش از حمله‌ى به دين، بيشتر است؛ بايد از اين، به خدا پناه ببريم. مبادا در حرف و منبر و تبليغ ما - آنچه به عنوان تبليغ داريم انجام مى‌دهيم - حرف سُست، بى‌منطق و ثابت نشده‌اى وجود داشته باشد. گاهى بعضى از چيزهايى كه در كتابى هست و سند ندارد، خود، يك حكمت و مسأله‌ى اخلاقى است، كه ديگر سند نمى‌خواهد و مى‌توانيم آن را بيان كنيم؛ اين، عيبى ندارد؛ اما يك وقت هست كه يك چيزى دور از ذهن مخاطب است، كه باورش براى او مشكل است؛ اين را نبايد بگوييم؛ چون اين مسأله، او را از اصل قضيه دور مى‌كند و موجب موهون شدن دين و مبلّغ دين در ذهن و دل او مى‌شود و خيال مى‌كند اين، از منطق عارى است؛ در حالى كه پايه‌ى كار ما منطق است. بنابراين، منطق، عنصر اصلى در تبليغ ماست. بعد از اين، نوبت به چگونه عمل كردنِ ما مى‌رسد. ما در فلان شهر يا روستا براى تبليغ وارد مى‌شويم؛ رفتار، نشست و برخاست، معاشرت، نگاه و عبادت ما، دلبستگى يا دلبسته نبودن ما به تنعمات دنيوى و خورد و خواب ما، رساترين تبليغ يا ضدتبليغ است؛ درست باشد، تبليغ است؛ غلط باشد، ضدتبليغ است. ما در محيط اجتماعى و محيط زندگى چطور مى‌توانيم دل مردم را به منشأ گفتار خودمان مطمئن كنيم و اعتماد آنها را برانگيزيم؛ در حالى كه از مذمتِ شهوات دنيوى حرف مى‌زنيم و در عمل خداى نكرده خودمان طور ديگرى عمل مى‌كنيم! از مذمت دل سپردن به پول و حركت كردن و مجاهدت كردن در راه زياده‌خواهى‌هاى دنيوى حرف بزنيم؛ اما عمل ما طور ديگرى باشد! چطور چنين چيزى ممكن است اثر بكند؟! يا اثر اصلاً نمى‌كند، يا اثرِ زودگذر مى‌كند، يا اثرى مى‌كند كه بعد با كشف واقعيتِ كار ما، درست به ضداثر تبديل مى‌شود. بنابراين، عمل بسيار مهم است. عنصر سوم، هنرمندى در نحوه‌ى بيان است. من به منبر خيلى عقيده دارم. امروز اينترنت، ماهواره، تلويزيون و ابزارهاى گوناگون ارتباطىِ فراوان هست، اما هيچ‌كدام از اينها منبر نيست؛ منبر يعنى روبه‌رو و نفس‌به‌نفس حرف زدن؛ اين يك تأثير مشخص و ممتازى دارد كه در هيچ‌كدام از شيوه‌هاى ديگر، اين تأثير وجود ندارد. اين را بايد نگه داشت؛ چيز باارزشى است؛ منتها بايستى آن را هنرمندانه ادا كرد تا بتواند اثر ببخشد. كار تبليغ، كارِ بسيار بزرگ، حساس و مؤثرى است. امروز بركات تبليغ‌هاى گذشته را مشاهده مى‌كنيم و فردا بركات تبليغ امروزِ شما را ان‌شاءاللَّه جامعه مشاهده خواهد كرد. تأثيرات تبليغ، دفعى و آنى نيست؛ طولانى‌مدت است. مبلّغ دين اگر ظواهرى را مشاهده مى‌كند كه به گمان او ظواهر غير دينى است، مأيوس نشود. اين توهّماتى كه بعضى شايع مى‌كنند كه جوان‌ها از دين برگشته‌اند، همه را جنگ روانى بدانيد، كه واقع قضيه هم همين است. اين‌طور نيست؛ جوان‌هاى ما دل را به طرفِ دين دارند و تشنه‌ى حقايق دينند و دل‌هاشان تشنه است. هر جوانِ سالم‌الفطره و سالم‌الطبيعه‌اى اين‌طور است؛ مخصوص اين‌جا هم نيست. اين‌جا بحمداللَّه زمينه هم آماده است؛ تشنه‌اند و مشتاق؛ بايد كامِ جان آنها را سيراب و با حقايق دينى شيرين كرد؛ اين نتيجه‌اش را خواهد بخشيد و فرداى جامعه‌ى ما از اين موهبت‌ها بهره‌مند خواهد شد.(دیدار روحانیون بهمن۸۴)
اين فن را نبايد كوچك گرفت. منبر رفتن و سخن گفتن در امر دين، جزو شريفترين كارهاست، و بايد و شايد كه شريفترين انسانها و عالمترين و آگاهترين آنها به مسايل اسلامى و عاملترين آنها به احكام شرعى، در اين راه قدم بردارند و آن را براى خود افتخارى بدانند؛ كمااين‌كه در گذشته هم همين‌طور بوده است. افرادى مثل شيخ جعفر شوشترى - عالم اخلاقى بزرگ - كه خود منبرى بوده است؛ يا مرحوم حاج آقا رضا همدانى واعظ - صاحب كتاب «هديّةالنّملة» - كه خود يك واعظ و يك گوينده‌ى دينى بوده است؛ يا پسر آن مرحوم، مرحوم آقاميرزا محمّد همدانى كه از علما بوده است؛ و امثال اينها. در گذشته، شخصيتهاى علمى و چهره‌هاى معروف تقوايى و دينى، متصف به اين صفت و مفتخر به اين فن بوده‌اند. در اين زمان هم ما بحمداللَّه شخصيتهاى برجسته‌يى در زمينه‌ى تبليغ و منبر ديده‌ايم و بوده‌اند و هستند.

تأثير نهاد منبر در جامعه‌ى ما، هنوز يك تأثير بررسى‌نشده است. شما به جامعه‌ى ما نگاه كنيد، ببينيد جايى كه منبرى به نام ابى‌عبداللَّه(عليه‌السّلام) نباشد، كجاست؟ از شهرهاى بزرگ و مراكز پُرجميعت، تا دوردستها، روستاها، حتّى روستاهاى كوچك و دورافتاده، دانشگاهها، ميان دانشمندان، انجمنهاى تحصيلكردگان علوم جديد، تا مردمِ دور از علوم و معارف جارى زمان در اقصا نقاط كشور، در كجا منبر ابى‌عبداللَّه(عليه‌السّلام) نيست، كه گوينده‌يى در موقعى از مواقع بر آن منبر نمى‌رود و سخنى نمى‌گويد؟ پس، كل جامعه‌ى ما به عنوان يك مجموعه‌ى باتفكر و عقيده‌ى شيعى، زير چتر امام حسين(ع) است. البته مخصوص شيعيان هم نيست؛ در نقاط گوناگونى از عالم، غير شيعه، بلكه غير مسلمين هم به نحوى از انحاء از اين بساط بهره‌يى مى‌برند.(دیدار روحانیون تیر۱۳۷۰)
البته در كنار فراگيرى علم، مسئله‌ى تبليغ وجود دارد، كه بسيار مهم است. تبليغ، داستان مفصلى است. اگر ميخواهيد تبليغِ خوب بكنيد، از قبل مخاطب خودتان را انتخاب كنيد. ميخواهيد با جوانها حرف بزنيد؛ خيلى خوب، اگر مخاطب خودتان را انتخاب كرديد - كه جوانها هستند - بايد بدانيد سؤال او چيست.(دیدار روحانیون مهر۹۰)

 

 

 

دیدگاه‌ها

	
fake designer bags from hong kong hermes mini kelly replica doll wlvlhjgwmck

صفحه‌ها

افزودن دیدگاه جدید